ابو الاعلى مودودى / سيد قطب / ابو الكلام آزاد / اقبال لاهورى (مترجم: خسروشاهى)
112
فلسفه نهضت حسينى (فارسى)
هركه در آفاق گردد بوتراب * باز گرداند ز مغرب آفتاب زيرپاش اين جا شكوه خيبر است * دست او آن جا قسيم كوثر است از خودآگاهى يداللّهى كند * از يداللّهى شهنشاهى كند ذات او دروازهء شهر علوم * زير فرمانش حجاز و چين و روم خاك گشتن مذهب پروانگى است * خاك را آب شوكه اين مردانگى است « 1 » از گلِ خود آدمى تعمير كن * آدمى را عالمى تعمير كن در جهان نتوان اگر مردانه زيست * همچو مردان جان سپردن زندگى است * * * همچنين است توجه اقبال به دخت گرامى رسول اكرم ، حضرت فاطمه زهرا عليها السلام كه اسوهء زنان عالم است :
--> ( 1 ) . اشاره به كنيه « ابوتراب » امام على است .